منزجر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ زَ جِ) [ ع. ] (ص.) رانده شده، ترسانده شده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبیزار، دلزده، متنفر، نفورواژه قبلی: منذورواژه بعدی: منزحف