فرهنگ لغت

منحرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منحرد. [ م ُ ح َ رِ ] (ع ص ) رجل منحرد؛ مرد منفرد و تنها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). منفرد ومنه کانه کوکب فی الجو منحرد. (از اقرب الموارد). - کوکب منحرد؛ کوکب منفرد. (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ ستاره ٔ افتاده . (ناظم الاطباء). رجوع به انحراد شود.

معنی منحرد | فرهنگ لغت