منجمد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ جَ مِ) [ ع. ] (اِفا.) فسرده، یخ بسته، یخ زده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطیخبسته، یخزدهبسته، جامد، دلمه ≠ مایعبیحرکتواژه قبلی: منجم باشیواژه بعدی: منجنیق