منتقل کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
جابهجا کردن، انتقال دادن، نقلمکان دادن بردن رساندن، ابلاغ کردن (متضاد: منتقل شدن)
فرهنگ طیفی واژهدان
حمل کردن، انتقال دادن، جابهجا کردن، آوردن، بردن، بار زدن، بار کردن، بار کشیدن، بار گرفتن تحویل دادن، دستبهدست دادن مخابره کردن رساندن
واژگان فارسی سره واژهدان
ترابردن