منتعف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منتعف . [ م ُ ت َ ع َ ] (ع اِ) حد میان زمین درشت و نرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
منتعف . [ م ُ ت َ ع ِ ] (ع ِص ) سوار آشکارگردنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سوار آشکار و روشناس . (ناظم الاطباء). ◄ بلندبرآینده بر نعف . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). برآمده بر جای بلند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انتعاف شود.