منتصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منتصر. [ م ُ ت َ ص ِ ] (ع ص ) دادستاننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ پیروز و غالب و چیره بر دشمن . ◄ آزادشده و آنکه خویشتن را آزاد می کند. (ناظم الاطباء).
منتصر. [ م ُ ت َ ص ِ ] (اِخ ) رجوع به اسماعیل بن نوح شود.
منتصر. [ م ُ ت َ ص ِ ] (اِخ ) بیست و دومین از امرای بنی مرین در مراکش (٧٨٦ - ٧٨٨ هَ . ق .). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).