منتدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منتدی . [ م ُ ت َ دا ] (ع اِ) جای حدیث کردن . (مهذب الاسماء). انجمن روزانه یا مجلس تا که مجتمع باشند در آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مجمع. مجلس . انجمن . نادی . نَدی ّ. نَدوَة.
منتدی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) آنکه حاضر می شود در انجمن . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به انتداء شود.