منتحر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منتحر. [ م ُ ت َ ح َ ] (ع اِ) منتحرالطریق ؛ راه پیدا و گشاده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
منتحر. [ م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص ) خویشتن را کشنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آنکه می برد گلوی خود را برای آنکه خود را بکشد. (ناظم الاطباء). آنکه انتحار میکند. خودکش . خودکشی کننده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ آنکه می گیرد گلوی دیگری را. ◄ آنکه سخت می گیرد. (ناظم الاطباء).