فرهنگ لغت

مناکح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مناکح .[ م َ ک ِ ] (ع اِ) زنان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). ◄ نکاح . عروسی . مباشرت با زنان : قوت شهوی ... مبداء جذب منافع و طلب ملاذ از مآکل و مشارب و مناکح و غیر آن بود. (اخلاق ناصری ). مآکل و مشارب و ملابس و مناکح ... نتیجه ٔ غلبه ٔ قوت شهوی بود. (اخلاق ناصری ). مبداء... و شوق التذاذ به مآکل و مشارب و مناکح بود. (اخلاق ناصری ).

معنی مناکح | فرهنگ لغت