مناولت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناولت . [ م ُ وَ / وِ ل َ ] (از ع، اِمص ) مناوله . مناولة. چیزی به کسی دادن . به یکدیگر تعارف کردن : یک شیشه ٔ صرف باقی است اگر رغبتی هست تا ساعتی به مناولت آن تزجیه ٔ روزگار کنیم . (مرزبان نامه چ قزوینی ص ٨٤). رجوع به مناولة شود.