مناهزت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناهزت . [ م ُ هََ / هَِ زَ ] (از ع، اِمص ) مناهزة. فرصت نگاه داشتن . فرصت غنیمت شمردن . اغتنام فرصت . انتهاز فرصت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : اگر من از مناهزت فرصت غافل مانم ... بعد از آن سود ندارد. (مرزبان نامه ). به مغافصت و مناهزت ناگاه در آن ولایت تازند.(مرزبان نامه چ قزوینی ص ١٨٥). رجوع به مناهزة شود.