مناهزت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ هِ زَ) [ ع. مناهزة ] (مص ل.)<BR>۱- نزدیک شدن به هم.<BR>۲- فرصت یافتن و غنیمت شمردن.<BR>۳- پیش آمدن شکار را.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ هِ زَ) [ ع. مناهزه ] (مص ل.) ۱- نزدیک شدن به هم. ۲- فرصت یافتن و غنیمت شمردن. ۳- پیش آمدن شکار را.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناهزت . [ م ُ هََ / هَِ زَ ] (از ع، اِمص ) مناهزة. فرصت نگاه داشتن . فرصت غنیمت شمردن . اغتنام فرصت . انتهاز فرصت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : اگر من از مناهزت فرصت غافل مانم ... بعد از آن سود ندارد. (مرزبان نامه ). به مغافصت و مناهزت ناگاه در آن ولایت تازند.(مرزبان نامه چ قزوینی ص ١٨٥). رجوع به مناهزة شود.