مناقضت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناقضت . [ م ُ ق َ / ق ِ ض َ ] (از ع، اِمص ) سخن کسی را نقض کردن . سخن برخلاف یکدیگر گفتن . مناقضة: اگر به مناقضت و معارضت قول او مقاوله ای رفتی از قضیت عقل دور بودی . (مرزبان نامه چ قزوینی ص ١٢٨). سبیل دشمنانگی و مناقضت در پیش آید. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ٢٧٣). رجوع به مناقضة و مناقضه شود.