مناقصه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ قَ صَ یا ق ص) [ ع. مناقصة ] (مص م.) کم کردن، با هم رقابت کردن در کم کردن قیمت چیزی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ قَ صَ یا ق ص) [ ع. مناقصه ] (مص م.) کم کردن، با هم رقابت کردن در کم کردن قیمت چیزی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مناقصه . [ م ُ ق َ / ق ِ ص َ / ص ِ ] (از ع، اِمص ) خریدن مال (یا اموال معین ) از طرف مأمور رسمی به کمترین قیمتی که از طرف فروشندگان پیشنهاد می شود. و همچنین است هرگاه مورد مناقصه، انجام دادن عملی باشد. (از ترمینولوژی حقوق تألیف جعفر لنگرودی ). مقابل مزایده . رجوع به مزایده شود.
مترادف و متضاد واژهدان
ارزانخری کم کردن، رقابت کردن (درقیمت و فروش)، مناقصت
واژگان فارسی سره واژهدان
کم بهایی، کاهش گری، بهاشکنی، ارزشکنی، ارزانخرید، ارزان خری