من درآوردی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ. دَ. وَ) (ص نسب.) (عا.) چیزی که جعلی است و پایه و اساس ندارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ. دَ. وَ) (ص نسب.) (عا.) چیزی که جعلی است و پایه و اساس ندارد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
من درآوردی . [ م َ دَ وَ / وُ ] (ص مرکب ) چیز من عندی . حرفی یا مطلبی یا کاری که انسان از خود دربیاورد (غالباًاین صفت موقعی استعمال می شود که کار من درآوردی خراب شده باشد). من درآری . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). من عندی . مجعول . مصنوع . برساخته . ساختگی . اختراعی بد و نامطبوع و غالباً بی سابقه . ابداعی بی اساس و نامعقول . من درآری . من درآورده . (یادداشت مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
بیپایه، بیسروته، جعلی، ساختگی، مجعول، نامربوط، بیماخذ مندرآری، من عندی
فرهنگ طیفی واژهدان
تازه، [غلط] مصطلح مفرس، معرب زایا
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی