فرهنگ لغت

ممحو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ممحو. [ م َ ح ُوو ] (ع ص ) نقش و نبشته ٔ پاک کرده شده و جز آن . ممحی . (از منتهی الارب ). پاک کرده شده مثل نبشته و نقش و جز آن . (آنندراج ). نبشته و یا نقش پاک کرده شده . (ناظم الاطباء).

معنی ممحو | فرهنگ لغت