فرهنگ لغت

ممتاز سمرقندی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ممتاز سمرقندی . [ م ُ زِ س َ م َ ق َ ] (اِخ ) ملا محمد عابد فرزند ملا محمد زاهد. از شاعران قرن یازدهم . هفت قلم را خوش می نوشته . از اوست : یک عمر به ابنای جهان گردیدم کافور زدم سردی ایشان چیدم هر موی که بود بر تنم گشت سفید چون صبح آخر به ریش خود خندیدم . (از تذکره ٔ نصرآبادی ص ٤٣٩ و فرهنگ سخنوران ).

معنی ممتاز سمرقندی | فرهنگ لغت