فرهنگ لغت

مماکست

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مماکست . [ م ُ ک َ/ ک ِ س َ ] (از ع، اِمص ) نهایت تأکید و مبالغه به کار بردن . ابرام کردن : شخصی که به مطالبه ٔ اغنام می رفت ... در استرداد و استبدال گوسفند مماکست می رفت . (سلجوقنامه ٔ ظهیری ص ٤٨). ◄ چانه زدن . مِکاس . ◄ بخیلی کردن . ◄ تأکید. ابرام . چانه زنی . ◄ بخیلی . بخل .

معنی مماکست | فرهنگ لغت