فرهنگ لغت

ممانح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ممانح . [ م ُ ن ِ ] (ع ص ) ماده شتری که شیرش باقی باشد پس از سپری شدن شیر دیگر شتران . (از منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ناقه ٔ منوح . (از اقرب الموارد). ◄ ماده شتری که در زمستان شیر دهد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ◄ باران پیوسته که منقطع نگردد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

معنی ممانح | فرهنگ لغت