فرهنگ لغت

مماصعت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مماصعت . [ م ُ ص َ /ص ِ ع َ ] (از ع، اِمص ) مماصعة. با هم کشش و پیکار و خصومت کردن . (از منتهی الارب ). ◄ جدال . پیکار : اصحاب شمس المعالی دل بر مقارعت و مماصعت قوم قرار دادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٦٥). ازهر دو جانب در ممانعت و مماصعت و محاربت و مضاربت هر آنچه در حیز قدرت و امکان بود مبذول داشتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ شعار ص ٢٨). رجوع به مماصعة شود.

معنی مماصعت | فرهنگ لغت