ممارست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ رَ سَ) [ ع. ممارسة ] (مص ل.) تمرین کردن، به کاری به طور پیوسته پرداختن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتکرار، تمرین، ورزش، ورزیدگیتمرین کردن، ورزش کردن، ورزیدنواژه قبلی: مماراتواژه بعدی: ممازجت