ملیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملیم . [ م َ ] (ع ص ) نکوهیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ملوم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
ملیم . [ ] (اِ) واحد پولی در مصر و هزار عدد از آن برابر یک جنیه، یعنی یک دینار مصری است . (النقود العربیة ص ٢٦).
ملیم . [ م ُ ] (ع ص ) سزاوار ملامت .منه المثل : رب لائم ملیم . (منتهی الارب ) (از آنندراج ).سزاوار ملامت و شایسته ٔ نکوهش . المثل : رب لائم ملیم ؛ چه بسیار نکوهش کننده ای که خود شایسته و سزاوار نکوهش و ملامت است . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) . ملیم آن کس باشد که کاری کند که به آنش ملامت کنند. (ابوالفتوح رازی ) : سخن حجت بر وجه ملامت مشنو تا نمانی به قیامت خزی و خوار و ملیم . ناصرخسرو.