فرهنگ لغت

ملکت طراز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ملکت طراز. [ م ُ ک َ طَ ] (نف مرکب ) ملکت طرازنده . ملک آرا. آنکه مملکت را رونق و آرایش دهد : افسرخدای خسرو، کشورگشای رستم ملکت طراز عادل ملت فروز داور. خاقانی .

معنی ملکت طراز | فرهنگ لغت