فرهنگ لغت

ملک سلطان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ملک سلطان . [ م َ ل ِ س ُ ] (اِخ ) ملکشاه . ملکشاه سلجوقی : درسرای پادشاهی بر سریر خسروی چون ملک سلطان و چون الب ارسلان نیک اختر است . امیر معزی (دیوان چ اقبال ص ١١٣). تا جهان باشد خداوندش ملک سلطان بود وز ملک سلطان جهان چون روضه ٔ رضوان بود. امیر معزی (دیوان چ اقبال ص ١٦٧). و رجوع به ملکشاه شود.

معنی ملک سلطان | فرهنگ لغت