فرهنگ لغت

ملک ران

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ملک ران . [ م ُ ] (نف مرکب ) اداره کننده ٔ ملک . فرمانروایی کننده . فرمانروا : ناهید لهوگستر و برجیس دین پژوه کیوان شاه پرور و خورشید ملک ران . عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص ٤٥٤). و رجوع به ملک راندن و ملک رانی شود.

معنی ملک ران | فرهنگ لغت