ملهمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملهمی . [ م ُ هََ ] (اِخ ) از شاعران خطه ٔ کوکن هندوستان بوده است . صاحب تذکره ٔ صبح گلشن آرد: «برهمنی بود... در عالم رؤیا از حضرت ختمی (ص ) به قبول دین اسلام ملهم گردید و بعد تدین به دین حق، التفاتی به حطام دنیویه ناکرده آزادانه سر و پا برهنه سری به سیر مطموره و معموره می کشید.» از اوست : در هجر تو کار دل به سختی بگذشت امید به صد گشاده رختی بگذشت عمرم همه چون مردم چشم از غم تو در دایره ٔ سیاه بختی بگذشت . رجوع به تذکره ٔصبح گلشن ص ٤٤٩ و قاموس الاعلام ترکی شود.