ملزم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ زَ) [ ع. ] (اِمف.) الزام شده، کسی که انجام کاری بر او واجب گردیده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطمتعهد، متقبل، مجبور، ملتزم، وادار، واداشتهواژه قبلی: ملدوغواژه بعدی: ملزم شدن