ملحون
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) آهنگ دار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) آهنگ دار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملحون . [ م َ ] (ع ص ) دارای غلط و ناراست . (ناظم الاطباء). و رجوع به لحن شود. ◄ توأم با لحن . همراه با آهنگ . - شعرملحون ؛ شعری که با الحان و نغمات و مقامات موسیقی و ضرب و آهنگ و ساز و آواز خوانده شود مانند سرود و ترانه و تصنیف و قول و غزل (قدیم ). (دیوان عثمان مختاری چ همایی ص ٥٦٩ و ٥٧٠ و ٥٧٤). و رجوع به همین مأخذ و ملحونات شود.