ملتف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ فّ) [ ع. ] (ص.) پیچیده، درهم پیچیده (گیاه و جز آن).<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ فّ) [ ع. ] (ص.) پیچیده، درهم پیچیده (گیاه و جز آن).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملتف . [ م ُ ت َف ف ] (ع ص ) گیاه در هم پیچیده و افزون شده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). بر هم پیچیده . (ناظم الاطباء). در هم پیچیده . پیچیده . انبوه . درهم . متکاثف . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ افزون و فراوان . ◄ باغی که دارای گیاههای فراوان در هم پیچیده باشد. ◄ زلف بر هم پیچیده . ◄ سمین و فربه . ◄ گرد و غبار بر هم نشسته و توده شده . ◄ جامه بر خود پیچیده . (ناظم الاطباء).