ملبن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملبن . [ م ُ ل َب ْ ب َ ] (ع ص ) ساخته شده از خشت پخته . (ناظم الاطباء).
ملبن . [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) بسیارشیر. (مهذب الاسماء): شاة ملبن ؛ گوسپند باشیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گوسپند شیرده . (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). ◄ ناقة ملبن ؛ ماده شتری که پستان وی به شیر آمده باشد. (ناظم الاطباء). - ابن ملبن ؛ بچه ٔ ماده شتری که پستان وی به شیر آمده باشد.(از ناظم الاطباء). ◄ شیر فرودآورنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ملبن . [ م ُ ل َب ْ ب َ ] (ع اِ) فراته . (مهذب الاسماء). فلاته که حلوایی است با شیر ترتیب داده . (منتهی الارب ). نام حلوایی . (ناظم الاطباء). فلاتج، و جوهری گوید که گمان می کنم مولد باشد. (از اقرب الموارد). فراته . فلاته . باسدُق . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).