ملاسخی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملاسخی . [ م ُل ْ لا س َ ] (اِخ ) از مردم کرمان و از شاعران قرن یازدهم و معاصر شاه عباس اول بوده است . از اوست : یار رفت و انتظارش با من است شعله افسرد و شرارش با من است با چنین سوزی که من دارم سخی وای بر دوزخ که کارش با من است . و رجوع به تذکره ٔ نصرآبادی ص ٢٤٥ و ٢٤٦ و فرهنگ سخنوران شود.