ملاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملاء. [ م َ ] (ع مص ) پر شدن . (ناظم الاطباء).
ملاء. [ م ُل ْ لا ] (از ع، ص ) بسیار پر یعنی پر بسیار از علم . مأخوذ از ملؤ، که به معنی پری است چنانکه کُبّار به معنی بسیار بزرگ . فارسیان این قسم الف ممدوده را مقصوره خوانند مگر در اضافت و وصفیت . (از غیاث ). و رجوع به مُلاّ شود.
ملاء. [ م ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ مَلی ٔ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد). رجوع به ملی ٔ شود. ◄ ج ِ مَلاَّن و مَلاَّنة و ملأی [ م َ آ ] . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ملاَّن شود.