مقیم کازرونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقیم کازرونی . [ م ُ م ِ زِ ] (اِخ ) از شاعران نیمه ٔ اول قرن دهم هجری است . از اوست : همه کردند دوا درد دل شیدایی من و سودای تو و عالم بی پروایی . ورجوع به فرهنگ سخنوران و مجالس النفایس ص ٣٨٩ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقیم کازرونی . [ م ُ م ِ زِ ] (اِخ ) از شاعران نیمه ٔ اول قرن دهم هجری است . از اوست : همه کردند دوا درد دل شیدایی من و سودای تو و عالم بی پروایی . ورجوع به فرهنگ سخنوران و مجالس النفایس ص ٣٨٩ شود.