مقوال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ) [ ع. ] (ص.) نیکو سخن، خوش بیان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ) [ ع. ] (ص.) نیکو سخن، خوش بیان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقوال . [ م ِق ْ ] (ع ص ) مرد بسیارگوی . (دهار). نیکوسخن یا تیززبان بسیارگوی . مذکر و مؤنث در آن یکسان است و گویند رجل مقوال و امراءة مقوال . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). خوش بیان و گشاده زبان : امراءة مقوال و مقول ؛ زن نیکوسخن و گویند زن زبان آور بسیارگوی . (از اقرب الموارد).