مقمل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقمل . [ م ِ م َ ] (ع ص ) بی نیاز و توانگر سپس درویشی و نیازمندی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آن که بعد از فقر بی نیاز گردد. (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقمل . [ م ِ م َ ] (ع ص ) بی نیاز و توانگر سپس درویشی و نیازمندی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آن که بعد از فقر بی نیاز گردد. (از اقرب الموارد).