فرهنگ لغت

مقعر

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

کاو، گود، فرورفته، تورفته غر توخالی، پوک، پوچ، میان‌تهی متخلخل، اسفنجی، سوراخ‌دار غارمانند، مثل چاه ویل فاصله‌دار

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مقعر | فرهنگ لغت