مقطوع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ) [ ع. ] (اِمف.) بریده، قطع شده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطقطعشده، بریدهقطعی، معین، ثابت، طیشده ≠ غیرمقطوعواژه قبلی: مقطفواژه بعدی: مقطوف