مقطعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقطعه . [ م ُ ق َطْ طَ ع َ / ع ِ ] (از ع، ص ) بریده شده و جداشده . (ناظم الاطباء). - حروف مقطعه ؛ حروفی که جدا نوشته میشوند و حروفی که جهت اختصار به جای کلمات می نویسند مانند صلعم به جای صل اﷲ علیه و سلم .(ناظم الاطباء). - ◄ حروف فواتح سور قرآن و آن چهارده حرف است : ا، ل، م، ر، ص، س، ک، ی، ح، ع، ق، ط، هَ، ن . ج، مقطعات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).