مقصص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقصص . [ م ُ ق َص ْ ص َ ] (ع ص ) آنکه موی پیش سر وی بریده بود. (مهذب الاسماء). آنکه گیسوهای وی بریده شده باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ فرس مقصص ؛ اسبی دارای موی پیشانی . ◄ رجل مقصص ؛ مرد بزرگ سینه . (از اقرب الموارد). ◄ بیت مقصص ؛ خانه ٔ به گچ کرده . (مهذب الاسماء). مدینه مقصص و قبر مقصص ؛ شهر و قبر به گچ اندوده . (از اقرب الموارد).