مقرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقرو. [ م َ رُوو ] (ع ص ) خوانده شده و خوانا و قابل خواندن . مقرؤ. (ناظم الاطباء). آنچه خوانده شود. مقروء. مَقْری ّ. (از اقرب الموارد). خوانا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مقرؤ. [ م َ رُءْ ] (ع ص ) مقرو. (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود.