فرهنگ لغت

مقرونه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مقرونه . [م َ ن َ ] (ع ص ) تأنیث مقرون . نزدیک . نزدیک به هم . - مقرونه به قراین ؛ نزد منطقیان عبارت است از مقدمات ظنیه مانند فروباریدن باران به وجودابر. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).

معنی مقرونه | فرهنگ لغت