مقرطس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقرطس . [ م ُ ق َ طِ ] (ع ص ) آن تیر که برنشانه آید. (مهذب الاسماء). تیر رسانده به نشانه . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ آن که تیر را به نشانه می زند. ◄ آنکه جامه ٔ قرطاس مصری دارد. ◄ مالک کاغذ. ◄ دختر سپید کشیده قامت . (ناظم الاطباء).