مفطور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) خلق شده، آفریده شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) خلق شده، آفریده شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفطور. [ م َ ] (ع ص ) سرشته . مجبول . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : حکیم رومی گفت : ای شه زاده ! بیشتر اوصاف ... در ذات اصفهان و نفس آن مجبول و مفطور است و شهر بغایت مبارک و معمور. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ). طایفه ای آنند که این قوت اصلاً در ایشان مفطور نیست و ارشاد ایشان محال . (مصباح الهدایة چ همایی ص ٥٢). ◄ مخلوق . خلق شده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ پیداکرده شده . ◄ شکافته شده . (غیاث ) (آنندراج ).