مغوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ) [ ع. ] (ص.) سخت جنجگو و غارتگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ) [ ع. ] (ص.) سخت جنجگو و غارتگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغوار. [ م ِغ ْ ] (ع ص ) بسیارغارت . ج، مغاویر. (مهذب الاسماء): رجل مغوار؛ مرد سخت غارتگر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مرد جنگجوی بسیار غارتگر. مُغاوِر. (از اقرب الموارد). یغماگر. بسیار تاراج کننده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ فرس مغوار؛ اسب تیزرو. (از اقرب الموارد).