مغلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغلی . [ م ُ لا ] (ع ص ) جوشیده . (مهذب الاسماء). جوشیده شده . (ناظم الاطباء). جوشانیده : الماء المغلی ؛ آب جوش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مغلی . [ م ُ غ ُ ] (ص نسبی ) منسوب به مغل و زبان مردم مغلستان . (ناظم الاطباء). و رجوع به مغل و مغول شود. ◄ مردم دلیر و بی باک و خونریز و ظالم و سنگدل و هولناک . (ناظم الاطباء).
مغلی . [ م ِ لا ] (ع اِ) رجوع به مِغلاة شود.