مغلقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغلقه . [ م ُ غ َل ْ ل َ ق َ ] (ع ص ) بسته .بسته شده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : تا بود و هست نزد حکیمان روزگار احکام شاعری ز قوافی ّ مغلقه در هیچ وزن و قافیه بر طبع سوزنی ابواب هجو تو نخوهد شد مغلقه . سوزنی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به تغلیق شود.
مغلقه . [ م ُ ل َ ق َ ] (ع ص ) در بسته شده . مغلقة. ◄ سخن مشکل . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مغلق شود. - قوافی مغلقه ؛ قوافی دشوار.کلماتی که آوردن آنها در شعر به عنوان قافیه مشکل باشد. و رجوع به شاهد مدخل بعد شود.