مغافیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغافیر. [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مِغفار و مِغفیر و مُغفور. (منتهی الارب ) (از محیط المحیط) (ناظم الاطباء). ج ِ مِغفار. (آنندراج ). مغلفار. سکرالعشر. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به واحدهای این کلمه و سکرالعشر ذیل سکر شود.
واژگان قرآن
مغافیر: (تحریم / شأن نزول) «مغافیر» صمغى بوده که از یکى از درختان «حجاز» به نام «عرفط» (بر وزن هرمز) تراوش مى کرد و بوى نامناسبى داشت و پیامبر(صلى الله علیه وآله)مقیّد بود که هرگز بوى نامناسبى از دهان یا لباسش احساس نشود، بلکه به عکس، اصرار داشت همیشه خوشبو و معطر باشد!(2)