مغازل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغازل . [ م َ زِ ] (ع اِ) ج ِ مغزل [ م َ زَ / م ِزَ / م ُ زَ ] . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مغزل شود. ◄ لکلک . (دزی ج ١ ص ٦). و رجوع به همین کلمه شود. ◄ کنده های خرمن کوب .(منتهی الارب ). عمودهای نورج . (ناظم الاطباء). عمودهای نورج که بدان خرمنها راکوبند. (از اقرب الموارد). ستونها و چوبهای گردونی است که به او خرد کرده می شود خرمنها. (شرح قاموس ).