فرهنگ لغت

معنت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معنت . [ م ُ ن َ ] (ع ص ) استخوان پیوندپذیرفته ٔ بازشکسته . (منتهی الارب ). استخوان پیوندپذیرفته بعد شکسته . (آنندراج ). استخوان شکسته شده بعد از پیوند پذیرفتن . (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط).

معنی معنت | فرهنگ لغت