فرهنگ لغت

معمود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معمود. [ م َ ] (ع ص ) دل شکسته . (مهذب الاسماء). شکسته دل از عشق . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ تعمیدداده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی معمود | فرهنگ لغت